الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
57
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
مترجمان شيعه در نزد مورخان مشهور است كه اقدام به ترجمه و نقل آثار بيگانگان در اوايل دورهء بنى عباس مرسوم شد . در آن روزگار كه عناصر غير عرب پايههاى حكومت را براى بنى عباس استوار ساختند و دشمنان ايشان يعنى بنى اميه را از ميان بردند ، روزى كه در سايهء حكومت بنى عباس ، مىدانى وسيع براى كار به وجود آمد و از آنها فرماندهان ، نويسندگان ، وزرا ، علما ، و طبقات ديگر ، به وجود آمدند سبب شد كه افكار نژادهاى مختلف در آن دوره به هم رسيدند و برخورد و همكارى بين آنها به عمل آمد . بديهى و طبيعى است كه هركدام از آنها افكار مناسب را گرفت و يا از افكار خود به آن چاشنى داد و در نتيجه فرهنگى آميخته و فكرى جديد در آن ميان پيدا شد كه تشنگان را به چشمهسارهاى معرفت كه به خارج از حدود جامعهء اسلامى آن روزى مىرفت راهنمايى كرد . مأمون عباسى در اين باب از تمام خلفاى بنى عباس كوشاتر بود ، او علما را به نقل فرهنگ بيگانه تشجيع مىكرد ، به آنها احترام مىگذاشت و دست آنها را در قسمت بزرگى از خزانهء دولت باز گذاشته بود . بيشتر كسانى كه متصدى امر ترجمه شدند مسيحيان بودند و غالب آنها نسطورى و يعقوبى مذهب و عدهء معدودى از پيروان مذهب ارتودكس بودند . اما شمارهء مترجمان مسلمان كم و انگشتشمار بود و غالبا از فارسى به عربى ترجمه مىكردند . در ميان اين دسته ، مترجمانى شيعهمذهب بودند و چه بسا در عداد نخستين مسلمانانى بشمار مىرفتند كه به ترجمه و نقل آثار ديگران پرداختند ، از آن جمله بودند : 1 - ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم بن حبيب فزارى كه از باهوشترين دانشمندان در عصر منصور بود و در علم نجوم و ترجمه از هندى به عربى شهرت داشت . وى به اشاره و امر منصور دوانيقى كتابى در حركات نجوم از هندى به عربى ترجمه كرد ، به هنگامى كه در سال 772 ميلادى مطابق 156 هجرى دانشمندى هندى متخصص در علوم فلكى به بغداد آمد و به حساب معروف به حساب « سند هند » مسلط بود رسالهاى در علم فلك با خود همراه داشت . رسالهء مزبور از نوشتههاى قديم در موضوع فلكيات بود و آن را « سيد هانناس » مىناميدند و نزد عربان به سند هند مشهور شده است . منصور دستور داد آن را ترجمه كنند ، متصدى اين كار محمد فزارى بود . بعضى گفتهاند كه پدرش ابراهيم فزارى مسئول انجام اين كار شد و كتابى نوشت كه منجمان آن را سند هند كبير نام گذاشتند و تا عصر مأمون مورد عمل بود . بعدها ابو جعفر محمد بن موسى خوارزمى آن را مختصر كرد و زيج مشهور خود را از روى آن وضع كرد .